پاسارگاد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

 به نام ایزد دوست که هر چه داریم از اوست

این جانب کیانوش شهریاریبا عرض معذرت نتوانستم در این روز مطلب جدیدی ارائه نمایم به دلایلی که ذکر آن ها لزومی ندارد از این لحظه بنده سعی یکنم این وبلاگ ،وبلاگ جوانهو omidftرا منظم تر کنم.این وبلاگ ها از این به بعد روی پایه ی موضوعی خاصی تکیه ندارد.البته وبلاگ تیم امید خنجبر اساس نامش کار میکند و به منظور اطلاع رسانی ساخته شده است.

خدایا چنان کن سر انجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 98 تاريخ : دوشنبه 29 / 12 / 1390 ساعت: 15:00
برچسب‌ها :

 آغاز کتاب

به نام خداوند جان و خرد   کزین برتر اندیشه بر نگذرد

خداوند نام و خداوند جای   خداوند روزی ده رهنمای

خداوند کیوان و گردان سپهر   فروزنده ی ماه و ناهید و مهر

ز نام ونشان و گمان برتر ست   نگارندهی بر شده پیکر است

به بینندگان آفریننده راه   نبینی مرنجان دو بیننده را

نباید بدو نیز اندیشه را   که او برتر ازنام و از جایگاه

سخن هر چه زین گوهران بگذرد   نباید بدو راه جان و خرد

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 119 تاريخ : سه شنبه 2 / 12 / 1390 ساعت: 22:51
برچسب‌ها :

 برخی نام ها پس از تبادل تمدن ها تغییر کرده مورخان با کشف تخت جمشید به سر گذشت بسیاری از این نام ها را برای ما شرح می دهند:

ری:رگ

خوزستان:خورج

اصفهان:اسپدان

یزد:ایساتیس

هرمزگان:سرمری

دریای عمان:اری تره

بحرین:جی تی لوس

خلیج فارس:هچا پارس ای تی

دریای خزر:کاسپین

دریای مدیترانه:دریای درونی

دریای سیاه :پنت اوکسن

کویر هند :آدیا ودته

قبرس:گابال

رود ولگا:رود را

میناب:آنا میس

قشم:جارکتا

ممفیس:مریس

گرگان:هیر کانیا

سیستان:ورانگیان

بابل:بابیروس

این نام ها مطعلق به دوره ی هخامنشیان و حکومت شاه داریوش است.

این نام ها از یک نقشه ی قدیمی گرفته شده است.این کلمات از هیچ سایت یا وبلاگی گرفته نشده است و کاملا دست نویس می باشد

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 135 تاريخ : سه شنبه 2 / 12 / 1390 ساعت: 18:47
برچسب‌ها :

 

مقدمه

بطور کلی می‌توان داروها را با توجه به خصوصیات متفاوت آنها در طبقه‌بندی مختلفی قرار داد یکی از این طبقه‌بندیها براساس محل یا محلهای اثر آنها در دستگاههای بدن می‌باشد. اکنون برای آشنایی بیشتر به ذکر تعدادی از گروههای رایج دارویی و مثالهایی از این گروه می‌پردازیم: 

دستگاه گوارش

داروهای موثر بر زخمهای دوازدهه، معده، مری

 

  • ضد اسیدها: این داروها به منظور خنثی کردن هیدروکلریک اسید که از معده ترشح می‌شود بکار می‌روند. مانند هیدروکسید آلومینیوم، هیدروکسید منیزیم، بیکربنات سدیم و …
  • داروهای ضد انقباض: هر زخم گوارشی باعث اسپاسم، انقباض ناگهانی و دردناک ماهیچه می‌شود و راه خروجی معده را می‌بندد، این عمل وضع زخم را بدتر می‌کند. مانند بلادونا، آتروپین، هیوسین و ترکیبات مربوط به آن بسیاری از داروهای ضد انقباض در صورت ترکیب با اسیدها موثرند.
  • داروهای التیام بخش زخم گوارشی: این داروها تا حد زیادی زخمهای گوارشی را بهبود می‌بخشند. مانند سایمتدین (تاگامت)، راینیتیدین.

 

داروهای درمان اسهال

جایگزینی مایعات و الکترولیتهای از دست رفته مهمتر از مصرف داروهاست این امر بویژه در نوزادان و افراد ضعیف و سالمندان صدق می‌کند. اسهال ملایم در افراد تندرست را می‌توان با داروهایی که باعث جذب آب در روده می‌شوند یا حرکت روده را کاهش دهند، تخفیف داد. مانند گرد کلرید سدیم و گلوکز خوراکی ، ترکیب کائولین، کودئین، دی فنوکسیلات (لوموتیل) ید و کینول و … 

داروهای درمان یبوست

 

  • داروهای برطرف کننده یبوست به یکی از راههای افزایش حجم مدفوع، تحریک روده و نرم کننده مدفوع عمل می‌کند. مانند سبوس گندم، متیل سلولز، استرکولی و فرآورده‌های مشابه و …
  • محرکهای روده: عمل این داروها بسیار متنوع است و برای استفاده دراز مدت مناسبت نیستند. مانندبیزاکودیل (دولکولاکس) روغن کرچک ، شربت انجیر، فنول فتالین و …
  • داروهای نرم کننده مدفوع: این داروها واکنش‌پذیر عمل می‌کنند و حتی چنانچه به مدت طولانی استفاده شوند به ندرت مشکلی را ایجاد می‌کنند. مانند پارافین مایع، گلیسرین و شیافها، روغن زیتون، روغن کرچک

 

داروهای موثر بر اختلالهای روده بزرگ، راست روده و مقعد

 

 

  • این داروها عبارتند از: انواع تنقیه‌ها، شیافها و مواد استروئیدی و آنتی بیوتیکها که این داروها بطور عمده برای درمان التهاب (کولیت) بواسیر و خارش به کار می‌روند. مانند بنوکائین، هیدروکورتیزون و …

 

دستگاه گردش خون

داروهای موثر بر تعداد ضربان و نظم قلب

 

  • داروهای کاهنده شمار ضربان قلب: این داروها بیشتر برای نارسایی، احتقانی قلب و فیبریلاسیون دهیلیزی به کار می‌روند. مانند دیگوکسین، دیژیتوکسین، لاناتوزید و …
  • داروهای تنظیم کننده نظم ضربان قلب: این داروها بیشتر برای تنظیم و جلوگیری از بروز ناگهانی اختلال در نظم قلب که گاهی مثلا در لرزش دهلیزی و بعد از لخته شدن خون (ترمبوز) در عروق اکلیلی منجر به مرگ می‌وشد مصرف می‌شوند. مانند کنیدین، وراپامیل، لیگنوکائین و …
  • داروهای مسدود کننده گیرنده‌های بتا: این داروها برای کند کردن ضربان قلب و برای کاهش فشار خون در آنژین صدری استفاده می‌شود. مانند پراپرنولول، آنتولول، تیمولول و …

 

داروهای کاهنده مایعات بدن (ادرار آورها)

این داروها باعث تحریک کلیه‌ها می‌شوند تا آب اضافی بدن را به شکل ادرار خارج سازند. از دست دادن آب اضافی بدن در نارسایی احتقاقی قلب نیز پرفشاری خون و در مواردی که آب بدن زیاد می‌شوند مفید است. مانند فروزماید(لازیکس)، اسپیرونولاکتون، کلروتیازید و .. 

داروهای کاهنده فزونی فشار خون

تاثیر این دارها بر قلب و سرخرگها از راههای مختلف انجام می‌گیرد. مانند متیل دوپا، کلوتیدین، آدالات، اتنولول،پروپرانولول، کلروتیازید و … 

داروهای گشاد کننده سرخرگها و فزاینده خون رسانی

این داروها بر گشاد کردن سرخرگهای اکلیلی افراد مبتلا به آنژین صدری به کار می‌رود که اثر آنها فوری است و درد را برطرف می‌کند. مانند 
نیتروگلسیرین، نیکوتیکنیک اسید و … 

داروهای محرک قلب

این داروهای محرک قلب گاهی در فوریتها برای تحریک قلب نارسا در حین عمل جراحی یا بعد از ایست قلبی به بیمار داده می‌شود. مانند 
داروهای شبه آدرنالین (سیمیاتول، آدامین، فنیل آفرین) 

داروهای پیشگیری کنندة لخته شدن خون (ضد انعقاد)

این داروها از تشکیل لخته شدن خون در سرخرگ یا از گسترش بیشتر لخته‌ها در گردش خون و قطع خون رسانی در سطح وسیع جلوگیری می‌کند. مانند هپارین، وارفارین، نیکومالون و … 

دستگاه تنفس

علاوه بر آنتی‌بیوتیکها که در بخش دیگر آمده است، شش نوع داروی دیگر بر دستگاه تنفس تاثیر می‌گذارند و برای درمان بیماریهای دستگاه تنفس بکار می‌روند عبارتند از:

 

  • داروهای گشاد کننده نایژه‌ها: در بیماری آسم که به علت تنگ شدن نایژه‌ها بر اثر انقباض راههای هوایی روی می‌دهد و با بازدهم، هوای حاوی گاز کربنیک را نمی‌تواند خارج کنند. لذا داروهای گشاد کنندة نایژه‌ها باعث رفع تنگی نایژه‌ها می‌شوند. مانند آدرنالین و افدرین بیش از همه مصرف می‌شوند داروهای موثرتر شبه آدرنالین عبارتند از: سالبوتامول، آمینوفیلین، تئوفیلین، تربوتالین و ایپراتروپیوم.
  • داروهای کمکی درمان آسم: کورتیکواستروئیدها: این داروها باعث گشاد شدن نایژه‌های تنگ که مانع از تخلیه کامل ریه‌ها در بیماری آسم می‌شوند کمک می‌کنند. مانند بتامتازون و …

 

  • داروهای پیشگیری آسم: به تازگی داروهایی ساخته شده‌اند که حساسیت یاخته‌های پوششی مجاری تنفسی را کاهش می‌دهند. این داروها بطور فزاینده‌ای میزان حمله‌های بیماری آسم را کاهش می‌دهند. اما بعد از شروع حملات آسم هیچ ارزش درمانی ندارند. مصرف این داروها، بویژه در کودکان، برای پیشگیری از بیماری آسم مفید است ولی باید به مدت طولانی مصرف شوند. مانند کرومولین سدیمـ کترتیفن
  • داروهای ضد حساسیت (ضد هیستامین): این داروها در خنثی سازی هیستامین (مادهی که بر اثر واکنشهای حساسیت‌زا ایجاد می‌شود) بکار می‌رود. مانند پرومتازین (فرگان)، پیریلامین مالئات، دیفن هیدرامین، ترفنادین و ..

 

  • داروهای محرک دستگاه تنفس: این داروها در فوریتها جهت تحریک عمل تنفس بکار می‌رود در موارد مصرف بیش از حد دارو (خودکشی)، موارد خفگی و نوزادانی که به کندی تنفس می‌کند استفاده می‌شود. مانند تیکتامید، نالوکسون.
  • داروهای مسکن سرفه: پزشکان میل چندانی به تجویز داروهای برطرف کننده سرفه ندارند، زیرا سرفه خود واکنشی است برای بیرون راندن ترشحات و خلط عفونی و مواد خارجی و ممانعت از ورود آنها به راههای تنفسی می‌باشد با این همه نوع داروها بسیار زیاد بکار می روند بی آنکه واقعاً سودمند باشند. مانند ترکیبات کدئین دار.

 

دستگاه اعصاب

داروهایی که بر دستگاه اعصاب تأثیر می گذارند بسیارند. برخی از آنها بسیار سودمندند. ولی برخی نیز باید با داروهای دیگر همراه شوند تا تعادلی بین اثرهای مثبت روانی و عوارض جانبی آنها بوجود آید. داروها از هشت راه مختلف بر دستگاه اعصاب اثر می گذارند که عبارتند از:

 

  • داروهای درمان بیخوابی و اضطراب: داروهای خواب‌آور (قرص خواب): این داروها برای افرادی که به سختی به خواب می روند تجویز می شوند. مقدار کم این داروها معمولاً اضطراب را نیز کاهش می دهد. مانند بنزود یا زپین‌ها (نیترازپام، دیازپام، تمازپام)
  • داروهای اضطراب و مسکن و آرام بخش: این داروها برای کاهش اضطراب تجویز می شوند. مانند بنزود یا زپین‌ها (دیازپام، کلردیازپوکساید، لورازپام، اکسازپام)

 

  • داروهای مؤثر بر اختلالهای شدید روانی (ضد روان پریشی) این داروها، هزاران نفر را به جای راهی شدن به سوی بیمارستانهای روانی به زندگی عادی در جامعه موفق ساخته است. بسیاری از آنها آرامبخش است. مانند فنوتیازین‌ها و داروهای مشتق از آنها
  • داروهای ضد افسردگیهمه داروهای ضد افسردگی دو تا سه هفته طول می کشد تا مؤثر واقع شوند. مصرف این داروها باید تحت مراقبت پزشکی انجام شود. مانند آمی تریپتلین، ایمی پرامین و …

 

  • داروهای محرک دستگاه اعصاب و اشتها برها: محرکهای ملایم مانند کافئین برای رفع خستگی و خواب آلودگی مصرف می شوند و داروهای مشتق از آمفتامین گاهی برای سرکوب اشتهای افرادی که قصد کم کردن وزن را دارند بکار می روند. مانند داروهای شبه کافئین، داروهای مشتق از آمفتامین.
  • داروهای ضد تهوع و سرگیجه: این داروها برای پیشگیری از نشانه های نامطلوب ناشی از بیماری سفر، التهاب گوش درونی و همچنین در بارداری بکار می رود. مانند ضد هیستامین‌ها، فنوتیازین‌ها، B6

 

  • داروهای ضد درد: این داروها معمولاً به دو گروه اصلی تقسیم می شوند. داروهای غیر اعتیاد آور(غیرمخدر) و اعتیادآور(مخدر). داروهای گروه اول چندان قوی نیستند و نسبتاً کم خطرتر هستند و هر کس برای رفع درد می تواند آنها را مصرف کند. غالب داروهای غیراعتیادآور حاوی آسپرین، استامینوفن یا ترکیبات مربوط به آنهاست. داروهای مخدر یا اعتیادآور خاصیت ضد درد بیشتری دارد که حاوی تریاک، مرفینو مخدرهای کوکائین هستند. سومین گروه از این داروها برای تسکین درد میگرن و دردهای عصبی بکار می‌روند. مانند 

    • داروهای غیراعتیادآور: آسپرین و ترکیبهای استامینوفن
    • داروهای ضدالتهاب: مانند پونستان یا مفنامیک اسید، ایبوبروفن و …
    • داروهای اعتیادآور: مشتقات کدئین که خاصیت اعتیادآور کمی دارند.

 

  • داروهای ضد میگرن و دردهای عصبی: داروهای بسیاری برای مقابله با بیماری میگرن و دردهای عصبی ساخته شده‌اند که از حملات میگرن و دردهای عصبی می‌کاهند و آنها را تسکین می‌دهند. برخی داروها برای پیشگیری از حملات میگرن و دردهای عصبی است و باید بطور منظم مصرف شوند. مانندداروهای میگرن و داروهای حاوی ارگوت (ارگوتامین و پراپرانولول)، داروهای ضد دردهای عصبی کاربامازپینو ...

 

  • داروهای پیشگیری کننده غش (ضد تشنجها): این داروها بیماری صرع را درمان نمی کند اما از بروز حمله پیشگیری می‌کنند به همین دلیل معمولاً درمان طولانی ضروری است و بیشترین تأثیر درمانی و کمترین عوارض را با تنظیم دقیق تعداد دارو می‌توان بدست آورد. مانند فنوباربیتال(لومینال)، فنیتوئین،کابامازپین، یریمیدون و دیگر داروهای ضدتشنج (کلونازپام، دیازپام)
  • داروهای سخت شدگی ماهیچه و رعشه: داروهای ضد بیماری پارکینسون: این داروها در مغز بر محل ضایعه اثر می‌کند و بر روی ماهیچه‌‌ها اثر نمی کند. مانند لوودوپا، آمانتادین، بروموکریپتین.

 

عفونت ناشی از موجودات ذره بینی

موجودات میکروسکوپی مختلف، به اندازه‌های متفاوت ممکن است بدن انسان را آلوده کرده و باعث عفونت در دستگاههای مختلف بدن شوند. داروهای ضد عفونت به 5 گروه تقسیم می‌شوند:

 

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 124 تاريخ : پنجشنبه 27 / 11 / 1390 ساعت: 19:02
برچسب‌ها :

پیل سوختی یک مبدل انرژی شیمیایی به انرژی الکتریکی است. این تبدیل مستقیم بوده و بنابراین از بازدهٔ بالایی برخوردار است. در واقع می‌توان گفت که در این تبدیل از عمل عکس الکترولیز آب استفاده می‌گردد، به عبارت دیگر از واکنش بین هیدروژن و اکسیژن، آب، حرارت و الکتریسیته تولید می‌گردد. هر سلول در پیلهای سوختی از سه جزء آنُد، کاتُد و الکترولیت تشکیل شده‌است.

 

مقدمه

پیل‎‎‎‎‎‎‎‎‎های سوختی فن‌آوری جدیدی برای تولید انرژی هستند که بدون ایجاد آلودگی‌های زیست محیطی و صوتی، از ترکیب مستقیم بین سوخت و اکسیدکننده، انرژی الکتریکی با بازدهی بالا تولید می‎‎‎‎کنند. تولید مستقیم الکتریسیته جایگزینی برای چرخه کارنو جهت تبدیل انرژی شیمیایی حاصل از سوخت به انرژی گرمایی و مکانیکی و در نهایت الکتریسیته می‎‎باشد که اتلاف انرژی را به حداقل ممکن می‌رساند و به بازدة تئوری دست پیدا می‌کنیم. در پیل‌های سوختی اکسید جامد)سرامیکی(اکسید سرامیک () رسانای یون در الکترولیت است و از اهمیت بسزایی برخوردار است. این پیل در دمای بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد کار می‌کند و با بازده در حدود ۶۰ درصد، توان الکتریکی معادل ۱۰۰ مگاوات دارد. در حال حاضر تعداد زیادی از محققان روی جنبه‌های مختلف پیل سوختی اکسید جامد، جهت بهبود خواص پیل کار می‌کنند. برای این کار روی خواص الکترودها و الکترولیت که مهم‌ترین قسمت‌های پیل SOFC می‌باشند را بهینه سازی می‌کنند و روی عناصر و مواد تشکیل دهنده آنها مطالعه انجام می‌دهند.

پیل‌های سوختی در ایران باستان

اعتقاد بر این است که پیل الکتریکی در فاصله سالهای ۲۵۰ ق.م تا ۲۲۴ پ.م در تیسفون ساخته شد. این باتریها به باتری‌های بغداد مشهورند. شرکت جنرال الکتریک این باتریها را با روش تعیین عمر کربنی (به انگلیسی: Radiocarbon dating) شبیه سازی کرده است. معلوم شده است که قدمت این پیلها به ۲۰۰ سال پیش از میلاد می‌رسد. این پیلها دارای بدنهٔ بیرونی از جنس [[ارتن ور بوده که حاوی میله‌ای آهنی است و به وسیلهٔ بخشی از بدنهٔ مسی (میلهٔ آهنی درون استوانهٔ مسی) ایزوله شده است. زمانی که درون محفظه با محلولی الکترولیت مانند آبلیمو پر شود، این وسیله جریان الکتریکی خفیفی تولید می‌کند. این احتمال وجود دارد که این وسیله برای آبکاری جواهر به کار می‌رفته است.

سند دیگری که دال بر اختراع پیلهای الکتریکی توسط اشکانیان است توسط باستان شناس آلمانی ویلهلم کونیگ به دست آمد. وی که در سال ۱۹۳۸ ادارهٔ موزه بغداد را به عهده داشت، در زیر زمین این موزه به جعبه‌ای برخورد که اشیای عجیبی در خود داشت. او پس از تحقیقاتی به این نتیجه رسید که این وسیله شبیه یک باتری مدرن است. او در مقاله‌ای این مطلب را منتشر کرد و از این وسیله با عنوان باتری باستانی یاد کرد که برای آبکاری و انتقال لایه‌ای از طلا یا نقره از سطحی به سطح دیگر به کار می‌رفته است.

این تئوری بعدها توسط دانشمندان دیگری به بوته آزمایش سپره شد. ویلارد گری، مهندس برق شرکت جنرال الکتریک در ایالت ماساچوست، پس از مطالعهٔ مقالهٔ کونیگ تصمیم گرفت باتری بغداد را بازسازی کند. وی درون کوزهٔ سفالین را با آب انگور، سرکه یا محلول سولفات مس پر کرد و موفق به تولید ولتاژ حدود ۱٫۵ تا ۲ ولت شد. بعدها دکتر اگبرشت، مصر شناس مشهور در سال ۱۹۷۸ نمونه‌ای از باتریهای بغداد را بازسازی کرد و آن را با آب انگور پر نمود و توانست ولتاژ ۰٫۸۷ ولت تولید کند. وی از این پیلها برای طلاکاری یک پیکرهٔ نقره‌ای استفاده کرد. نمونه‌های بیشتری از این باتری‌های باستانی در سال ۱۹۹۹ توسط دانشجویان دکتر Marjorie Senechal، استاد ریاضیات و تاریخ علم در Smith College ماساچوست، ساخته شد. آنها با پر کردن کوزهٔ آن با سرکه قادر به تولید ولتاژ ۱٫۱ ولت بودند. علاوه بر تئوری استفاده از این باتریها برای آبکاری فلزها، تئوری‌های دیگری مبنی بر استفادهٔ پزشکی یا موارد دیگر داده شده" (برای اطلاعات بیشترمی توانید به اصل کتاب مراجعه کنید.)

تاریخچه پیل‌های سوختی

تاریخچه این پیل‌ها به دو دوره متمایز تقسیم می‌شود : دوره اول که حدود صد سال طول کشید، از سال ۱۸۳۹ با ساخت اولین پیل سوختی با الکترولیت اسید سولفوریک توسط آقای گرو آغاز گردید. با تلاش دانشمندان بزرگی مانند جکس، هابر، مون و همکاران و شاگردان آنها منجر به درک علمی از پیل سوختی و شنا‎‎‎‎‎‎خت تنگناهای این فن‌آوری تا سال ۱۹۴۰ گردید.

دوره دوم از سال ۱۹۴۰ آغاز می‌شود که بین سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ نمونه‌های تحقیقاتی متعددی از پیل‌های سوختی توسط شرکت‌های بزرگی مانند جنرال الکتریک با ظرفیت۰۲/۰ وات الی ۱۵ وات ساخته شد. اما هنوز این ظرفیت برای کاربردهای فنی و صنعتی مورد نظر، کافی و قابل قبول نبود. تا اینکه درسال ۱۹۶۵ یک واحد پیل سوختی با ظرفیت یک کیلو‎‎‎وات توسط شرکت جنرال الکتریک به منظور استفاده در ماهواره گمینی۵، ساخته شد و توجه دانشمندان را به خود جلب نمود. این پیل سوختی با ولتاژ ۲۵ ولت و شدت جریان خروجیA ۴۰ آمپر توانست در طول ۷ پرتاب ماهوارة گمینی ۵، انرژی برابر با ۵۱۹ کیلووات ساعت طی بیش از ۸۴۰ ساعت پرواز را تامین کند. بدین ترتیب معلوم گردید که پیل‌های سوختی می‌توانند برای بسیاری از مقاصد هوا - فضا مناسب بوده و انرژی مورد نیاز آنها را به صورت پیوسته و پایدار تامین کنند. این امر موجب گردید تا در سراسر جهان روی توسعة دانش فنی و تکنولوژی ساخت پیل‌های سوختی سرمایه‎‎گذاری‌های بزرگی صورت گیرد. امروزه نیز تحقیقات وسیعی در جهت ارتقاء ظرفیت، کاهش هزینه‌های ساخت و بهره ‎‎بر‌داری و توسعة ویژگی‌های کاربردی پیل‌های سوختی در جریان می‌باشد. برق خروجی از پیل‌های سوختی جریان مستقیم (DC) است. بنابراین برای مصرف ‎‎کننده‌های جریان متناوب از مبدل‌های DC به AC استفاده می‌کنند. از پیل‌های سوختی می‌توان برای تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز در مناطقی که دور از شبکه‌های سراسری انتقال و توزیع برق هستند و نیز در ایستگاه‌های ماهواره‌ای و مخابراتی وغیره نیز به طور رضایت‌بخشی استفاده نمود .

انواع پیل سوختی

پیلهای سوختی در انواع زیر موجود می‌باشند: پیل‌های سوختی براساس نوع الکترولیت استفاده شده در آن‌ها به پنج نوع اصلی طبقه بندی می‌شوند.

  • پیل سوختی الکترولیت پلیمر یا غشاء مبادله کننده پروتون (PEFC)
  • پیل سوختی قلیایی (AFC)
  • پیل سوختی اسید فسفریک (PAFC)
  • پیل سوختی کربنات مذاب (MCFC)
  • پیل سوختی اکسید جامد (SOFC)

لازم به ذکر است که پیل سوختی متانول مستقیم (DMFC)۶ از خانوادة پیل سوختی PEFC است. پیل‌های سوختی بر اساس دمای عملکرد، دارای دامنة دمایی از ۸۰ برای (PEFC) تا ۱۰۰۰ برای (SOFC) می‌باشند. پیل‌های سوختی دمای پایین (PEFC ،PAFC ،AFC) دارای حامل‌های یونیH+ ویا OH- هستند که انتقال یون از میان الکترولیت وانتقال الکترون‌ها از طریق مدار خارجی را به عهده دارند، و در پیل‌های سوختی دمای بالا مانند الکترولیت کربنات مذاب (MCFC) و الکترولیت اکسید جامد (SOFC)، جریان الکتریکی به ترتیب از طریق یون‌هایCO۳۲- و O۲- انتقال می‌یابد. در پیل‌های سوختی اکسید جامد (SOFC) یا سرامیکی رسانش یون در الکترولیت معمولاً در دمای بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد انجام می‌شود.

مزایا [

مزایای پیل‌های سوختی بطور کلی عبارت‌اند از:

  • بازده بالا
  • سازگاری با محیط زیست
  • سادگی سیستم از نظر تعمیر ونگهداری
  • تنوع در سوخت مصرفی
  • عدم آلودگی صوتی به سبب نداشتن قسمت‌های متحرک
  • طراحی و ساخت توان‌های کوچک (میلی وات ) تا بزرگ (مگاوات)
  • امکان استفاده از سوختهای فسیلی و پاک، مدولار بودن
  • قابلیت تولید هم‌زمان حرارت و الکتریسیته و استفاده در کاربردهای تولید غیرمتمرکز انرژی

معایب

  • به مواد بیشتر و فرآیندهای سریعتری نسبت به دیگر پیل‌ها نیاز دارد.
  • ممکن است در مدت طولانی کار، گرما مشکلاتی چون ناسازگاری عناصر و افت انرژی را موجب شود.
نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 127 تاريخ : پنجشنبه 27 / 11 / 1390 ساعت: 18:56
برچسب‌ها :

در داخل خیمه (ستاره)زن عیسوی نادر شاه که پادشاه ایران وی را دوست میداشت منتظر مراجعت شاه بودو وقتی دید که نادر خشمگین است برخاست و شاه را استقبال کرد و پرسید ظل الله را چه می شود؟ نادر نشست و گفت هر کس در پیرامون من می باشد به من خیانت می کند. ستاره گفت آیا اتفاق تازه ای افتاده است؟نادر گفت من امر کرده بودم که علی قلی از سیستان خارج نشود و او بر خلاف امر من عمل کرد و از سیستان خارج شد و او را در مشهد دیده اند و با این که علی قلی مسافت ۱۸۰فرسنگ از سیستان تا مشهد را طی کرده اما حتی یک تن از حکام با وی مخالفت نکرده است و عبورش را به من اطلاع نداده است و به همین سبب من تصمیم گرفته ام ریشه ی تمام خائنین را خشک کنم.ستاره در صدد برآمد که با مهربانی خشم نادر را کم کند اما غضب پادشاه ایران از بین نمی رفت .پادشاه خواست بخوابد و ستاره بستر را برای وی آماده کرد .نادر خوابید اما ستاره خوابش نمی برد . او احساس می کرد که در آن شب اتفاقی خواهد افتاد اما نمی دانست که آن اتفاق چیست. او به قدری مضطرب بود که نذر کرد بعد از این که به اصفهان بروند در کلیسای جلفا هفت شمع روشن کند.گه گاهی نظر به اطراف میدوخت اما همه چیز عادی بود. ستاره نیز مانند بقیه ی زن های اشراف خنجری زیبا و طلایی به کمر داشت .حدس ستاره درست بود.صالح بیک افشار و قوچه بیک و محمد بیک قاجار و موسی بیک افشار در خیمه ی صالح بیک نقشه ی قتل نادر را در سر داشتند.نادر از خیانت های قبلی آن ها با خبر شده بود .نادر شاه چشم فرزند خود را در آورده بود.آن ها می ترسیدند به همین وضع دچار شوند.پس خواستند نادر روز را به شب نرسانند اما آیا آن ها با سیل نگه بان های نادر چه خواهند کرد؟

پایان کار نادر

در داخل خیمه ی شاه،چراغی کم نور به اسم مردنگی می سوخت.مردنگی های پر نور هم وجود داشت اما از کم نور ها برای چراغ خواب استفاده میشد.نادر شاه نمی توانست در تاریکی بخوابد  و به همین دلیل مردنگی در خیمه اش می افروخت.این عادت نادر سبب مرگش شد .

قوچه بیک خود را به کنار خیمه رساند. او نمی خواست نگهبان ها را بکشد اما نمی توانست بی خبر وارد خیمه شود پس نگهبانان را کشت و وارد خیمه شد.اگر در خیمه مردنگی وجود نداشت در آن خیمه ی بزرگ نادر قابل تشخیص نبود اما مردنگی فضا را روشن کرده بود و نادر نیز قابل تشخیص بود. ستاره که در کنار نادر خوابش رفته بود در خیمه مانده بود پس قوچه بیک مجبور شد ستاره رانیز بکشد.او از این کار خود پشیمان بود اما با خوشحالی سر نادر را از تنش جدا کرد .سه فرد دیگر پشت قوچه بیک را خالی کردند و اعلام کردند که قاتل نادر را پیدا می کنند .آن ها پس از مدتی قوچه بیک را به عنوان متهم معرفی کردند.دستور قتل وی را شخصی به نام مراد بیک صادر نمود.

یکی از همدستان که از قوم قاجار بود. سعی کرد کودتایی انجام دهد که هدفش رساندن قوم قاجار به حکومت بود در صورتی که گفت با این کودتا می خواهد محمد بیک را جانشین نماید

نتیجه ی کودتا را حدس بزنید و در بخش نظرات بنویسید.

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 124 تاريخ : دوشنبه 24 / 11 / 1390 ساعت: 17:17
برچسب‌ها :

وبلاگ نویس جنوب از شما خواهشمند است موارد قابل ذکر و فایل های مختلف برای دانلود را به ایمیل  رو به رو ارسال نمایید skeyanoosh@yahoo.com

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 140 تاريخ : پنجشنبه 20 / 11 / 1390 ساعت: 16:21
برچسب‌ها :
http://www.nilooblog.com/up/images/s5yi9wu14cx40z22aly.mp3
نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 143 تاريخ : چهارشنبه 19 / 11 / 1390 ساعت: 1:07
برچسب‌ها :
http://www.nilooblog.com/up/images/s5yi9wu14cx40z22aly.mp3
نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 236 تاريخ : چهارشنبه 19 / 11 / 1390 ساعت: 0:44
برچسب‌ها :

فلسفهٔ علم یا فلسفهٔ علوم شاخه‌ای‌ست از فلسفه که به مطالعهٔ تاریخ، ماهیّت، اصول و مبانی، شیوه‌ها، ابزارها، و طبیعتِ نتایجِ به دست آمده در علومِ گوناگون همّت می‌گمارد. فلسفهٔ علم، از لحاظِ علمِ موردِ بررسی خود به زیرشاخه‌هایِ متعدّدی تقسیم می‌گردد که از جملهٔ آن‌ها می‌توان فلسفهٔ فیزیک، فلسفهٔ شیمی، فلسفهٔ ریاضیّات، فلسفهٔ زیست‌شناسی، فلسفهٔ علومِ اجتماعی، فلسفهٔ مکانیکِ کوانتومی، و فلسفهٔ نسبیّت را ذکر نمود.

ظهورِ فلسفهٔ علم

فلسفهٔ علم نسبت به بسیاری از شاخه‌هایِ دیگرِ فلسفه بسیار تازه و جوان است. اگر برخی از اظهارِ نظرهایِ ارسطو، فرانسیس بیکن در قرنِ شانزدهم، و تعدادِ اندک‌شماری از متفکرانِ قرنِ نوزدهم مانندِ جان استوارت میل، هیوئل، و هرشل را استثنا کنیم، بحث‌هایِ جدی، متمرکز و مفصل اولین بار در قرنِ بیستم و توسطِ پوزیتیویست‌هایِ منطقی گسترش داده شد. بعدها بحث‌ها در موافقت و مخالفت با فرانسیس بیکن و استقراگرایان، و نیز با پوزیتیویست‌هایِ حلقهٔ وین منجر به پیدایشِ مکاتبِ بسیار مهمِ دیگری در فلسفهٔ علم گردید. ابطال‌گرایی، واقع‌گرایی (رئالیسمِ علمی)، و نسبی‌گرایی از آن جمله هستند.

فلسفهٔ علم در ارتباطِ تنگاتنگ با دیگر مباحثِ فلسفهٔ تحلیلی مانندِ فلسفهٔ ذهن، فلسفهٔ زبان، و فلسفهٔ منطق و فلسفه مهندسی قرار دارد.

 

مباحثِ اساسی در فلسفهٔ علم

روش‌شناسی

یکی از بحث‌هایِ اساسی در تحلیلِ فلسفیِ علم این است که علم از چه روشی در شناختِ جهان استفاده می‌کند، این روش چه ارزیابیِ فلسفی‌ای دارد، و ما را به چه دانشی از جهان می‌رساند. به مجموعهٔ این مباحث روش‌شناسی (methodology) گفته می‌شود.

استقراگرایی

معمولاً نخستین برداشتی که انسان از روشِ کسبِ دانشِ علمی و ماهیتِ آن دارد این است که دانشمندان با نگاهِ دائمی به طبیعت، مشاهداتِ خویش را بدونِ دخالتِ سلیقه و باورهایِ شخصی و خرافات یادداشت می‌نمایند. سپس دانشمندان دست به تعمیم‌هایی در آن گزاره‌ها زده و گزاره‌هایی کلی‌تر به دست می‌آورند که می‌توان قانونِ علمی نامید.

این دیدگاه که احتمالاً نخستین رویکردِ بیش‌ترِ انسان‌هاست، قدیمی‌ترین دیدگاهِ فلاسفه دربارهٔ علم نیز بوده‌است.

استقرا چیست؟

ارسطو در ارگانون (ارغنون)، که کتابِ بزرگِ وی در زمینهٔ منطق و فلسفهٔ منطق است، به بررسیِ انواعِ استدلال پرداخته و دو نوعِ اساسیِ استدلال را از یکدیگر جدا می‌کند:

۱- قیاس یا استنتاج (deduction): استنتاج نوعی از استدلال است که با داشتنِ مقدماتِ آن داشتنِ نتیجه ضروری می‌گردد. در این نوع استدلال می‌توان از مقدماتِ کلی به نتایجِ جزیی رسید، اما عکسِ این عمل امکان‌ناپذیر است. بعلاوه واضح است که ضرورتِ نتیجه به این معنا ست که نمی‌توان از مقدماتِ صادق به نتایجِ کاذب رسید. استدلال‌هایِ زیر از نوعِ استنتاج هستند:

همهٔ ایرانی‌ها ملی‌گرا هستند.

حسن ایرانی است.

نتیجه: حسن ملی‌گرا است.

و یا:

اگر باران ببارد زمین خیس می‌شود.

باران می‌بارد.

نتیجه: زمین خیس می‌شود.

۲-استقرا (induction): استقرا یعنی رسیدن به نتیجهٔ کلی از طریقِ مشاهداتِ جزیی و مکرر. این نوع از استدلال با استنتاج فرقِ اساسی دارد، زیرا می‌توان از جزیی به کلی رسید، با داشتنِ مقدمات نتیجه ضروری نمی‌گردد، و می‌توان از مقدماتِ صادق به نتیجهٔ کاذب رسید. به مثالِ زیر توجه کنید:

حسن ملی‌گرا است.

علی ملی‌گرا است.

رضا ملی‌گرا است.

نتیجه: همهٔ ایرانی‌ها ملی‌گرا هستند.

همان‌طور که دیده می‌شود با وجودِ مقدمات نتیجه ضروری نمی‌گردد. تنها نوعِ استقرا که در آن چنین ضرورتی وجود دارد استقرایِ کامل است: فرض کنید در اتاقی ده نفر حضور دارند و فرض کنید یک نظرسنجی از همهٔ آن‌ها نشان می‌دهد که همه ملی‌گرا هستند. دراین‌صورت می‌توان گفت: «همهٔ افرادِ این اتاق ملی‌گرا هستند». این نتیجه‌گیری با این که از جنسِ استنتاج نیست اما ضرورتاً صحیح است. اما در بیش‌ترِ موارد دسترسی به همهٔ موارد وجود ندارد، بویژه اگر موضوعِ موردِ بررسی بتواند در آینده نیز پیش آید. حتی اگر همهٔ کلاغ‌هایِ امروزی را دانه به دانه بررسی کنیم و مشاهده کنیم که همگی سیاه هستند نمی‌توان نتیجه گرفت که «همهٔ کلاغ‌ها سیاه هستند» زیرا این حکم کلاغ‌هایِ آینده را نیز شامل می‌شود.

در ادامه اشکالاتِ استقرا و استقراگرایی را بررسی خواهیم نمود، اما در این‌جا اشاره به این نکته مفید است که با وجودِ همهٔ اشکالات اگر استقرا نباشد احتمالاً یکی از قوی‌ترین راه‌هایِ به دست آوردنِ گزاره‌هایِ کلی از دست می‌رود، و چنانچه این گزاره‌ها نباشند احتمالاً مصادیقِ زیادی از استدلال‌هایِ استنتاجی نیز از بین می‌روند (زیرا در استنتاج مقدمات کلی هستند).

۳-ربودن (abduction): «ربودن» در واقع نوعی حدس زدن است. این نوع از استدلال در تقسیم‌بندیِ ارسطو وجود ندارد، اما در فلسفهٔ علمِ جدید بسیار اهمیت دارد. نامِ دیگرِ این استدلال استنتاجِ بهترین تبیین است. تبیینِ (explanation) یک پدیده عبارت است از بیانِ علل و عواملِ رخ دادنِ آن پدیده بطوری که رخ دادنِ آن توجیه گردد. از دیدِ بسیاری از فلاسفه یکی از اهدافِ اساسی و محوریِ علم بطورِ کلی تبیینِ پدیده‌ها ست. ربودن یا استنتاجِ بهترینِ تبیین عبارت است از رسیدن به یک (بهترین) فرضیه از یک مجموعه از مشاهدات. این استدلال به این ترتیب است:

مشاهدهٔ O برقرار است.

فرضیهٔ H مشاهدهٔ O را تبیین می‌کند.

فرضیهٔ H بهترین فرضیه از میانِ رقیبان‌اش است.

نتیجه: H صادق است.

این شکلِ استدلال - که بحث‌هایِ مفصلی را در فلسفهٔ علم به خود اختصاص داده است-، نیز از نوعِ استدلال‌هایِ غیرِالزام‌آور است، یعنی داشتنِ مقدمات داشتنِ نتیجه را ضروری نمی‌کند.

روش‌شناسیِ استقراگرایانه

حال که با ماهیتِ استدلالِ استقرایی آشنا شدیم می‌توانیم ببینیم استقراگرایی به چه معنا ست.

مسلم است که در علم از استدلالِ استنتاجی استفاده می‌شود. تمامِ استدلال‌هایِ منطقی و ریاضی - که مثلاً در فیزیک کاربردِ عمده دارند - از جنسِ استنتاج هستند. اما دیدیم که استنتاج نمی‌تواند برایِ ما قوانینِ کلی پدید آورد (ممکن است گفته شود قوانینِ منطق کلی هستند؛ اما اولاً این قوانین بر استنتاج حاکم اند نه این که خود مبتنی بر استنتاج باشند، و ثانیاً این قوانین غیرِ تجربی اند، در حالی که قوانینِ فیزیک تجربی اند). پس علوم قوانینِ کلی را از کجا می‌آورند؟ باید چیزی بیش از استنتاج بر علم حاکم باشد، وگرنه علمی وجود نخواهد داشت.

فرانسیس بیکن فیلسوفِ قرنِ شانزدهمِ میلادی نخستین کسی بود که استقرا را پیشنهاد داد. او معتقد بود که:

1.     استقرا باید در علومِ طبیعی به کار رود تا قوانینِ کلی پدید آیند.

2.     استقرا یک شیوهٔ استدلالِ موجه و معقول است.

بیکن به دانشمندانِ آینده توصیه نمود (در زمانِ بیکن در واقع هنوز دانشمندی به معنایِ مدرن وجود نداشت، و به‌همین‌دلیل شاید بتوان بیکن را پیامبرِ علم نامید) که هرچه می‌توانند داده جمع‌آوری کنند، و جداولی طراحی کنند که این داده‌ها بطورِ منظم در آن‌ها قرار داده شده‌اند. بدین‌ترتیب قانونِ علمی خودبه‌خود از دلِ داده‌ها بیرون خواهد آمد. در واقع می‌توان نظمِ حاکم بر داده‌ها را کشف نمود و سپس آن را در یک استدلالِ استقرایی تعمیم داد.

هدفِ علم از نظرِ بیکن دو چیز بود: علمِ مطلق و قدرتِ مطلق. دو آرزویِ بزرگی که علم برایِ بشر برآورده خواهد نمود.

مثال‌هایی از اکتشافاتِ علمی در تاریخ وجود دارد که گویا کاملاً با روشِ بیکن انجام شده‌اند. تیکو براهه منجمِ هلندی که استادِ کپلر فیزیکدانِ مشهورِ آلمانی بوده‌است رصدهایِ متعددی دربارهٔ مکانِ سیاراتِ منظومهٔ شمسی انجام داد که داده‌هایِ فراوانِ حاصل از آن‌ها اساسِ قوانینِ سه‌گانهٔ کپلر را فراهم آورد.

پوزیتیوست‌هایِ منطقی به معنایِ دقیقِ کلمه «استقراگرا» نبودند، مگر آن که واژه را به معنایِ متفکری به کار بریم که صرفاً استقرا را مجاز می‌داند، و دربارهٔ مبانیِ منطقیِ آن تئوری می‌پردازد.

مشکلاتِ استقراگرایی

استقراگرایی با وجودِ جذابیت‌اش دچارِ مشکلاتِ بسیاری است. دیدیم که بیکن دو اعتقاد دربارهٔ استقرا داشت. این دو اعتقاد در پیروانِ بعدیِ وی نیز باقی ماند. اشکالاتِ عمدهٔ این روش‌شناسی بتبعِ این دو گزاره به دو دسته تقسیم می‌گردند:

۱- ساده‌ترینِ این مشکلات جور در نیامدنِ این روش‌شناسی با تاریخِ علم است. براستی مثال‌هایی از تاریخ که استقراگرایی را تأیید کنند چقدر هستند؟ می‌دانیم که نیوتن موفق شد نظریه‌ای بپردازد (نظریهٔ جهانیِ گرانش) که هر سه قانونِ کپلر و قوانینِ گالیله در موردِ سقوطِ آزاد را هم‌زمان به دست دهد. این کشف بعلاوه توضیح می‌داد که چرا معقول است فکر کنیم که زمین دورِ خورشید می‌گردد، و ضمناً علتِ جذبِ اشیا توسطِ زمین و علتِ گردشِ اجرام به دورِ یکدیگر را به یک علتِ واحد کاهش می‌داد. آیا نیوتن قانونِ جهانیِ گرانش را با نگاه به داده‌هایِ تجربی به دست آورد؟ آیا واقعاً خیره شدن به داده‌هایِ تیکو براهه یا قوانینِ کپلر ما را به قانونِ نیوتن می‌رساند؟ دراین‌صورت چرا خودِ کپلر آن را کشف نکرد؟ افسانهٔ عامیانه‌ای که در موردِ نیوتن هست بخوبی توضیح می‌دهد که این‌طور نیست (این که خوردنِ یک سیب به سرِ نیوتن او را به این کشف رساند). به نظر می‌رسد که نظریهٔ نیوتن بر داده‌هایِ تجربی استوار نبود، بلکه او ابتدا نظریه‌اش را داد و سپس به دنبالِ داده‌هایِ تجربی برایِ تأییدِ آن رفت.

پس نظریهٔ فرانسیس بیکن ادعا می‌کند که روشِ کشفِ همهٔ دانشمندان از طریقِ استقرا است، اما تاریخ این امر را تأیید نمی‌کند. مثالِ معروفِ دیگر در این زمینه ککولهٔ شیمی‌دان است. این دانشمند که فکرش مدت‌ها مشغولِ ساختارِ ملکولیِ ماده‌ای شیمیایی به نامِ بنزن بود، و از داده‌هایِ تجربی راه به جایی نمی‌برد، یک روز در خواب توانست ساختارِ شیمیاییِ بنزن را کشف کند! اینشتین نظریهٔ نسبیت (هم خاص و هم عام) را نه بر اساسِ هیچ داده یا آزمایشی بلکه برایِ حلِ برخی مسایلِ صرفاً نظری که سلیقهٔ او را آزار می‌داد اختراع نمود. مثال‌هایی از این دست در تاریخ فراوان اند. بنابراین به نظر می‌رسد که باورِ نخستِ استقراگرایی دچارِ مشکلاتِ تاریخی است.

۲- آیا استقرا روشی موجه و معقول است؟ یکی از بزرگ‌ترین فلاسفه‌ای که نادرستیِ این باور را نشان داد و به گفتهٔ راسل تا مدتی موجبِ بی‌اعتبار شدنِ علم گردید دیوید هیومِ انگلیسی بود.

هیوم از فیلسوفانِ تجربه‌گرا و شاید مهم‌ترینِ ایشان بود. او در کتابِ رساله در بابِ طبیعتِ بشری تجربه‌هایِ حسیِ اولیه را نخستین منشأ هرگونه دانشی دربارهٔ جهان می‌داند و وجود هر دانشی که بطورِ پیشینی و خارج از تجربه در ذهن باشد را انکار می‌کند. او با جان لاک هم‌عقیده‌است که ذهن در آغاز لوحِ سفیدی است. هیوم این مسأله را مفصلاً تحلیل می‌کند که تصورات، احساسات و باورهایِ مختلفِ انسان چگونه از حسیاتِ اولیه آغاز گشته و طیِ فرایندهایِ روانی کلیت یافته و یا تعمیم می‌یابند. او بویژه با تحلیلِ دو مفهومِ مهمِ علیت و استقرا تاریخِ فلسفه را تحتِ تأثیرِ خویش قرار داد.

هیوم بر این باور بود که استقرا یک فرایندِ صرفاً روانی است. نه منطقاً و نه بطورِ تجربی نمی‌توان استقرا را موجه جلوه داد:

بطورِ منطقی: این که تا کنون هر روز خورشید طلوع کرده‌است منطقاً هیچ ارتباطی به این امر ندارد که فردا هم طلوع کند. همان‌طور که یک جوجه ممکن است فکر کند که زنِ مزرعه‌دار هر روز به او غذا می‌دهد، اما بعد از چند سال یک روز زنِ مزرعه‌دار مثلِ هر روز سر برسد با این تفاوت که این بار سرِ جوجه را ببرد. استقرا صرفاً یک فرایندِ روانیِ ناموجه‌است.

بطورِ تجربی: شاید ادعا شود که می‌توان استقرا را با تجربه موجه نمود. می‌توانیم بگوییم که دانشمندانِ علومِ طبیعی از استقرا استفاده نموده و می‌نمایند و این کار بسیار برایِ علم مفید بوده‌است، پس استقرا مفید و موجه‌است. اما اگر یک بارِ دیگر این استدلال را تحلیل کنیم می‌بینیم که دچارِ دور است زیرا در خودِ آن از استقرا استفاده شده‌است.

پس دیدیم که استقراگرایی مشکلاتی دارد. البته واضح است که همواره می‌توان برایِ پاسخ به انتقادها تلاش نمود و نمونه‌هایِ پیشرفته‌تری برایِ نظریه یافت که مشکلاتِ سابق را نداشته باشد. پس از هیوم استقراگرایی نابود نشد، بلکه نمونه‌هایِ پیشرفته‌تری از آن (بویژه در قرنِ بیستم بتوسطِ پوزیتیویست‌ها) پدید آمدند.

 

نویسنده : کیانوش شهریاری بازدید : 139 تاريخ : شنبه 22 / 11 / 1390 ساعت: 23:53
برچسب‌ها :
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد